سلام دوستان
در ارزوی داشتن یک عقل سلیم سیاسی ،نباید تحمیق و سرزنش کرد بلکه باید با مطالعه ای ژرف و عمیق در مسایل سیاسی به صورت عینی،اگاهی واقعی و بدیل سوسیالیستی را در پراتیک جایگزین کرد"
ازادی برابری حکومت کارگری
م ولدی
آزادى زنـــــــان، معيـــــار آزادى جامعــــه
اســــــت
امسال نیز در حالی به پیشواز ٨ مارس می رویم که زن در
ایران اسلامیکماکان نیمه مردی است که
حقو ق فردی و اجتماعی اش را قانون شرع و عرف به تاراج می برند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فكر مي كنين تو اين موقعيت مي شه فعاليت كرد؟
به مناسبت 8مارس
مارکس در نامه اي به کوگلمان در 12 دسامبر 1868 مي نويسد:
« هر کسي دوکلام در باره تاريخ بداند مي فهمد که تغييرات اجتماعي بزرگ بدون جوش و خروش زنان ناممکن است.
8مارس روز جهانی زن روزی برای قدردانی سنتگرایانه "مراسم سنتی "که معمولا در جامعه خودمان زن به مثابه کسی که همیشه خانه دار و معلم خانگی بچه و فردی ضعیفه و درجه دوم و...نیست.8مارس روز بین المللی است که زنان با مبارزات خود در جوامع مردسالار و وابسگرا و سرمایه داری این روز را برای دفاع از حق و حقوق خود نامگزاری کرده اند.ظهور اولين اختلاف طبقاتي در تاريخ مصادف است با شکل گيري تخاصم ميان مرد و زن در ازدواج تک همسري؛ و اولين ستمگري طبقاتي مصادف است با ستم مرد بر زن (انگلس) این گفته انگلس نشان دهنده روند تاریخی ستم بر زنان در همه اشکال سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی است.یعنی از زمانیکه مالکیت خصوصی و طبقات در جوامع انسانی شگل گرفتند و به دنبال آن معیارها و دیدگاهها نیز برای ارزیابی پدیده ها جنبه طبقاتی به خود گرفت هر طبقه نیز مبتنی بر منافع طبقاتی خویش به بررسی جریانات پرداخته است.
برای جواب کوتاه و گویا به این سوال "فكر مي كنين تو اين موقعيت مي شه فعاليت كرد؟ذکر چند مورد
خالی از جواب نیست
1: تز " انتی تز " سنتز .... این نماد تکامل و تغییر است به این معنا تا زمانی که
ستمی(تز) هست مبارزه ای(انتی تز ) در حال شکل گیری و در تضاد این دو انقلاب( سنتز ) و تغییری بوجود می اید.
2:باید درک خود را از زن به معنای واقعی و رادیکال"یعنی دست به ریشه مسائل بردن و برای انسان/ ریشه خود انسان است" به دانش برابری طلبانه که در همه اشکال نمایان شود مسلح ساخت.
3:به بینشها و دیدگاهای مختلف در این ضمینه توجه و بنا به شرایط مادی و زمینی مورد نقد و پزیرش قرار داد و زمانی این رخ میدهد که بتوانیم از پذیرفتن تئوریک اشکال ستمگری""ضعیفه بودن و نصف مرد بودن و حجاب اجباری و صیغه و عدم حق طلاق و عدم ازادی پوشش و انتخاب و کالا شدن زن با مهریه و..."" بپرهیزیم و از این بودن به ان بودن باور داشته باشیم و.....
4:تشکلnjo زنان برای مبارزه امری لازم و مبتدی شکل گیری قدرت نیمی از جامعه که در اشکال خشونت {خانگی درجامعه.انواع خشونت های روحی و جسمی }در سخترین شرایط و بهترین شرایط برای متشکل کردن و تدریجا برای تغییر است
5:چنین مبارزه برای دستیابی به مطالبات و خواستهای زنان در تحلیل مشخص در شرایط مشخص است
6:سيمون دوبوار: هيچ کس زن يا مرد به دنيا نمي آيد.در اینجاست که تعمق در ریشه ستمکشی و ضلم بر زنان رادیکالیسم خود را خواستار است
7:.............8.......9......10.........................
اره می شه فعالیت کرد ..اما سازمان یافته با دور نمای حقوقی( خواست برابری در همه اشکال اقتصادی سیاسی اجتماعی و...)اما باید جایگاه هر مطالبه کردنی با تحلیلی از شرایط مبارزه و شناخت تمام از خواسته های خود امیخته باشد . غیر از این به شکستهای تدریجی و در انجام به سقوط خواسته هایی پایان میابد که ضمانت
برابری حقوقی انسانهاست و.....
اره می شه فعالیت کرد.... باید در جشنهای 8 مارس با جدیت شرکت و در انعکاس مشکلات و معضلات و طرح خواستهای مقطعی و حقوقی خود با عزمی راسخ مشارکت کرد و....
اره می شه فعالیت کرد....با نشر مجلات و مقالاتی تحقیقی و اماری و انعکاس همه جانبه ان در ضمینه معضلات اجتماعی.سیاسی و موانع استقلال اقتصادی زنان ......
اره می شه فعالیت کرد....با درست کردن محافل مطالعاتی پیگیر برای بالا بردن دانش و درک کامل از وظایف و خواستهای خود(برای اینکه از انحرافات فمینیستهای لیبرال و واپسگرا و......در امان بود)
اره می شه فعالیت کرد....با شرکت در اجتماعات و سمینارهای مربوط به مسالل زنان ....
اره می شه فعالیت کرد......................با ضدیت افکار مرد سالارانه و افکاری که 8مارس را انکار و در صددند که 8 مارس را از حالت جنبشی جهانی به حرکتی سنتی و ادیان محلی تغییر دهند و......
کلام اخر: با اتکا به چند سانتیمتر عقب رفتن روسری درک و فهممان از موضوع برابری کهنه و زنگ زده است.نباید سطحی هورا کشید که با رفرمهای کوچک تمام و کمال به خواستها ی خود رسیدیم.در جوامع سرمایه داری که سیستمش بر مبنای سود بنا شده است اشکال ستمگری بر زن موضوعیت بیچیده ای بیدا کرده.برای نمونه انتخاب ملکه زیبای زنان؛رژه زنان در لباس شنا را که همزمان با پخش اندازه دور کمر؛باسن و دور سینه هایشان صورت می گیرد.در این مراسمات که به بازار خرید و فروش برده و بازار فروش گاوو گوسفند تشبیه کرده اند.توهینی بیش به مقام زن در قرن بیست و یک نمیتواند باشد و قابل تحمل نیست.
مهمترین و لازمترین و ابتدایی ترین کار اینست :تشکل و اگاهی و اطلاع از خواست و مطالبات امروزی زنان
و شرکت در مراسمات 8 مارس.احتمال این خطر برای هر گفتار و کردار ما وجود دارد اگر بخواهیم و بگزاریم که ترس از این امر "مراسم 8مارس"مانع انجام مصلحت و ضرورت گردد بهتر است که تبدیل به مرتاضین هندی شویم و دست از دستیابی به خواستهایمان برداریم.
منکران برگزاری 8مارس فقط به مخالفت با گفتمان ازادی و برابری زن و مرد اکتفا نمیکنند بلکه منکر وجود ان هستند و میدانیم که انکار موجودی که وجود دارد مقدمه انکار حق موجودیت وی است.امیدوارم در 8مارس امسال بنا به خواستهای مطالباتی مردم را به پشتیبانی از قطعنامه ها و خواستهای اولیه خود متحد کرد.باید در سمینارها و مراسمات اینچنینی به پایینترین سطوح طبقاطی جامعه فهمانده شود که زن نیمی از جامعه است با ید آزادى زنـــــــان، معيـــــار آزادى جامعــــه اســــــت به شعاری تفهیم شده عمومی بدل گردد.
امیدوارم که با طرح سوالات جدیدتری کمکی به سرعت و شفافیت جواب سوال و کمکی به دستیابی به جواب معقول تری کرده باشم و..
8 مارس روزه مبارزه با همه اشکال اپارتاید بر ضد زنان را با برافراشتن پرچم برابری اغاز کنیم
برای ادای احترام به عشق انسانی دعا و تمام دخترانی که دعا مانند سنگسار شده اند از تمامی وبلاگ نویسان " اسلامگراها» ناسیونالیستها » جمهوری خواهان» لیبرالها » سلطنت طلبها و ....و کسانی که با شیوه اندیشیدن خود گامی در جهت تکرا "تدریجی یا سرعت نور فرقی نداره" فاجعه انسانی "اگاهانه یا نا اگاهانه"به این شیوه و در این سیکل زمانی هستند و منجر میشوند.فورا میخام که هرچه زودتر این وبلاگ را ترک کنند.
امیدوارم که این فجایع انسانی منجر به ابدیت فکری و عملی و شخصی شماها بشه
جنایت مزهبیون یزیدی"سنگسار دعا"
حاکمیت دین در دولت" اولین عامل سنگسار دعا است
یک دختر کرد به نام "دعا" در منطقه "شیخان" شهر بشیقه از توابع استان موصل در غرب اقلیم کردستان، توسط خانواده و اقوامش به طرزی فجیع و ضد انسانی به قتل رسیده است."دعا" یک دختر 17 ساله از یک خانواده کرد یزیدی بوده که در 7 آوریل سال جاری توسط خانواده و بستگانش در ملاء عام به طرزی دلخراش و انزجار برانگیز به قتل رسیده است، صرفا بدین دلیل که گفته میشود قصد داشته است با یک پسر مسلمان ازدواج کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فرهنگ حاکم جامعه فرهنگ حاکمه جامعه ست
همخوانی ناسیونالیزم و مذهب "سنگسار دعا "
کشتن دعا به این شیوه با اتکا به ابزارهای دوران سنگی جز نماد سیکل بربریت و متکی بر قوانیین وحشیگری و سادیسمی مذهبی چه نمادی میتونه داشته باشه ؟ مشاهده تصاویر صدها نفری منتخب یزیدی که همه قصد سنگسار دعا را با ابزارهای منتسب به دوران تحجر بشریت دارند جز بیگانگی شان با خواستهای انسانی و معقول دنیای امروزی چه چیز دیگری ممکنه باشه؟ انعکاس این جنایت در تلوزیون حکومتی که جز اشاره ناچیز و سراپا توجیهات شرعی و قانونی برای مد روز کردنش باید چگونه درک شود؟و....و صدها سوال روانکاوی از افرادی که دعا را مورد ضرب و شتم و توهین بی حورمتی کرده اند...
بیش از هر چیز دیگری باید به این عجایب در قرن 21 که " دختر یزیدی از لحاظ شرع و عرف یزیدی حق ازدواج را با یک فرد مسلمان ندارد" توجه کرد که تعمق در این واپسگرایی یزیدیان توان قسمی از جواب مورد نظر به این سوال است که یزدیان و در واقع مزهبیون منشعب از یگانه برستی چگونه زن رو در مکاتب و سنتهای عشیرتی خود نقش داده اند.
از روزی که نادانستنیهای طبیعت بر انسانهای اولیه مسلط شد و در روند رو به پیش تاریخی و همچنان تا سیکل امروزی همواره جمعی از انسانها بنا به شرایط زیستی وجغرافیایی قربانی توهمات و طبیعت سوال برانگیز بوده اند و دید ایدالیستی نگرش به جهان و عزم و جزم را برای قبول تسلط روح بر ماده تا مدرنیته امروزی در اشکال متفاوت خودش را در تز و تئوریهای یافته که برای "سنگسار دعا "باید یزیدیانی متولد می کرد که از فونکسیون و بیتابی با تحولات رادیکال بشری از پیشتر معلوم بود که این عشیره مرتبط به سیکل حاکمیت زندگی در عصر خود نیستند و این وظیفه انسانهای اومانیست و پیشرو رادیکال است که این ترش خوابیدگان تاریخ را به عصر "اکسپایر شده" خود پرتاب کنند.اما انگاری در عراق برادران یگانه خواهی" خدا پرستی " تفاهم را بیشتر از تفاوت احساس میکنند.
بدانیم و بیاموزیم که تاریخ مکاتب بان اسلامیست این شکل توحش را در جغرافیای حاکمیت خود در حد لازم پراکتیزه کرده تا تبسمی چند بر لبان مکملهای زهنی خود ناسیونالیتها و مکاتب امثالهم به هدیه اهدا کرده باشد. ناسیونالیستهای کٌرد درعراق و همجوار از بیان اینکه یزیدیان کردهای اصیل هستند ابای نداشتند و رسانه های حکومتی کٌردی در عراق توجیهات لازم رو پیشتر از سنگسار دعا به مٌریدان خود تذکر داده اند.
حس برتری جویانه ملت اصیل و ملت بهتر به شیوه ساده و عادی ناسیونالیزم را تفهیم میکند و ناسیونالیستهای محجبه در پوشش سکولاریزم در هماهنگی فکری و همسویی ایدالیستی که با یزیدیان دارند دعا را به جرم ناهمخوانی سنگسار کردند. عشق و نیت باک برای دوست داشتن در نزد دعا در نقد و به اعتراض به این اصول ناسیونال مذهبی یزیدیان است که ازدواج و عشق و دوست داشتن را به اصول گرایی و ملی گرایی کٌردی میکشانند که هر ناسیونالیستی میتواند در برابر ملت دیگری " عرب " داشته باشد. خاصیت ناسیونالیزم در تمام انعکاس نمادینش بیشتر از جدا سازی در زبان و سنت و پوشش محلی چیز دیگری نبوده و نمیتواند باشد و جواب به این سوال که ایا همخوانی و پوپولیزم در برنامه ناسیونالیستها در مقابل اندیشه برده گرایانه دینی و ایین عشیرتی همیشه انعطاف پزیر و کمکی در ساخت بافت اقتصادی و اجتماعی بوده ؟جوابش در عدم تعجیلی متعجبانه مثبت است. چونکه استراتژیی احزاب و عشیره های ناسیونالیستی در تاریخ حاکمیت و سیکل امروزی خودش همگرایی قدم به قدم با افکار مسلط پیشینی بوده که مردم در سًیر پیشروی خود میخاسته با مبارزه خودبخودی متغییرش کند و به این که ناسیونالیزم نتوانسته پاسخ و بدیل نظامهای اعتراضی مردم باشد و همیشه در صدد وابسگرای بوده به درستی اشاره دارد.بس ناسیونالیزم برای تغییر پوشش میتواند انقلابی"البته با عجایبات " باشد نه برای پس زدن افکار و فونکیسونهای نامرتبط امروزی........
روانکاوی براتیک بیش از صدها نفر با توان و جٌراًت خالص برگرفته عشیرتی و دیوانه وار مذهبی در عصر جهانی شدن با کدامین سلاح برای حل و فصل بی جواب میگردد؟؟؟؟ در سیستمی مبتنی بر مذهب شیعه و سنی وتسلط ایدئولوژی اسلام و معیارهای ساخت استبداد زهنی در حاکمیت جمهوری جهل اسلامی"کشتار دسته جمعی کمونیستها و انسانهای ازادیخواه" و افغانستان"طالبان"و عراق"شیعه و سنی" با کدامین دانش باید تحقیق و جستجو شود؟؟؟؟
سنگسار و ازادیهای فردی و اجتماعی و.....همه زیر علامت سوال؟؟/؟/
برای شناخت ماهیت دیکتاتوری اسلامیستی و روانکاوی در چگونگی رخ دادن سنگسار و..ایا باید از روی قانون اساسی؟سیاست خارجی/؟یا بلاکاردهای شناخت که خود مدعی هستند یا نه؟ در مارکسیزم جوابش اینست که نه تنها میتوان که احزاب.شخصیت و مکاتب را از روی انچه که میگویند شناخت بلکه همچنان از روی انچه هم که پراتیک می کنند هم باز میتوان شناخت. پس لفظ دماگوژی اسلامیستها را به استناد به تاریخ بٌر جنایت و خونینشان باید شناخت.
روانکاوی در جوامع اینچنینی و گرفتن جواب در این جنگلی که حاکمانش از سنگسار دعا تبسم بر لبان دارند باید چگونه طی شود و جواب بگیرد....
_____________________
ابتدای قسمت دوم
تصویر تراژدیک سنگسار دعا ی 17 ساله یک بار دیگر خواست و مطالبه فوری "جدای دین از دولت"را این بار ضروری تر مطرح میکند.
جدای دین از دولت یا از سیاست
دین به علت ماهیت طبقاتی و ابزاری برای بردگی که بدست سرمایه داران وحکومتهای ایینی و عقبگردانهای سًیر پیشروی تاریخ بوده است. دین یک بار دیگر اینبار با نمایش خونین جنایتی دیگر مدعی شد که ناسیونالیزم و دین مکمل بردگی ملی و زهنیست. در این جوً ماتمین فضای سرشار از خود بیگانگی انسان سران دماگوژ و اپورتونیست مذهبی و سرمایه داران وابسته ناسیونالیست سعی در خاک پاشیدن بر حقایقی دارند که به زعم رسانه های مجاز حکومتی تا حدی سر بر بالین پیروزی را در سر می پرورانند................. .
بقیه در قسمت دوم
اولین بار برای بینش رادیکال فرستاده شده

